سایت بهترین ابزار


کتـــــــاب بـــــــوی گنـــــــدم بـــــــوی ســـــــیـب

{سروده های فاطمه قربانی}



>

در این قفس نفس فقط یکسره انتظار بود

عبور تند اشکها گذشتن از غبار بود

که چسم خیس آرزو ندید جز گریستن

ستاره ایی نشسته در طلوع بی قرار بود


هوای سر غصه ها به پای درد تیره شد

برای ماندنی ترین امید آشکار بود

چه فصل پر بهانه ای شکست روح پنجره

چرا که در فراغ گل ترانه اش بهار بود

میان سوز و ساز دل صدای موج می رسید

همان زمان خستگی همین نگاه یار بود




ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ]