سایت بهترین ابزار


تاريخ : ۴ تير ۱۳۹۵


آیا می‌دانید, دانستنیهای عجیب, دانستنیهای جالب



آیا می‌دانید زنبور از بوی عرق بدش می‌آید و به كسی كه بدنش بو دهد یا عطرزده باشد حمله می‌كند؟

آیا می‌دانید شیرینی تنها مزه‌ای است كه جنین در رحم مادر هم می‌فهمد؟

آیا می‌دانید زنبور عسل 5 چشم دارد كه 2 تا اصلی در بغل سر و 3 تا بر روی سر قرار دارد؟

آیا می‌دانید 20 درصد آب شیرین جهان میان آمریكا و كانادا قرار دارد؟

آیا می‌دانید بهترین شكارچی در خشكی خرس قطبی است؟

آیا می‌دانید خرس قطبی هنگامی كه روی دو پا می‌ایستد حدود 3 متر است؟

آیا می‌دانید در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگ‌ترین جمجمه را دارد؟

آیا می‌دانید خرس با تمام سنگینی خود می‌تواند با سرعت 50 كیلومتر در ساعت بدود؟

آیا می‌دانید حس بویایی خرس تقریباً 100 برابر قوی‌تر از انسان است؟

آیا می‌دانید كوه‌های آلپ در سال حدود یك سانتیمتر بلند می‌شوند؟

آیا می‌دانید بیماری قند اولین عامل كوری در مردم جهان است؟

آیا می‌دانید گرده گل هرگز فاسد نمی‌شود؟

آیا می‌دانید دانشمندان دریافته‌اند كه مورچه همچون انسان صبح‌ها خمیازه می‌كشد؟



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

یک متخصص بیوتکنولوژی ژنتیک دفاعی گفت: اگر قرار باشد به‌علت افزایش مبتلایان به سرطان صرفاً مراکز درمانی سرطان خود را افزایش دهیم علاوه بر صرف هزینه و زمان فراوان همچنان شاهد افزایش رشد سرطان در سطح کشور خواهیم بود.

علی‌اصغر زنده‌دل در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا» درباره چرایی «روند صعودی افزایش میزان ابتلا به سرطان در کشور» که مسئولان مربوطه در وزارت بهداشت نیز بر آن صحه گذاشته‌اند، اظهار داشت: یکی از عوامل به وجود آمدن موج سرطان در کشور، استفاده از آن دسته از میوه و سبزیجاتی است که به‌وسیله "کودهای شیمیایی وارداتی" تغذیه می‌شوند.

وی افزود: یکی از فرهنگ‌سازیهایی که در این زمینه باید در کشور صورت بگیرد، اطلاع‌رسانی به مردم در خصوص عدم استفاده از آن دسته از میوه و سبزیجاتی است که با داشتن ظاهری زیبا و سالم، بدون مزه هستند که این امر نشان‌دهنده این است که این دسته از میوه و سبزیجات با کودهای شیمیایی بیماری‌زا تغذیه شده‌اند.

این متخصص بیوتکنولوژی ژنتیک دفاعی با اشاره به اظهارات رئیس اداره سرطان وزارت بهداشت درباره ساخت 180 مرکز جدید درمان سرطان در کشور  خاطرنشان کرد: فرض کنید که برگی در یک درخت شروع به زرد شدن کند، آن‌وقت شما به‌وسیله افشانه مربوطه، رنگ زرد آن برگ را دوباره به حالت اولیه خود برگردانید اما اگر سایر برگهای درخت نیز رو به زردی باشند و ما بخواهیم از زرد شدن تمام برگهای درخت با همین روش جلوگیری کنیم، علاوه بر صرف شدن وقت و هزینه زیاد، در بلند‌مدت متضرر خواهیم شد چون این عمل یک کار موقتی خواهد بود و بعد از مدت کوتاهی مجدداً برگهای درخت رو به زردی خواهند رفت.

وی افزود: اقدامی که در هنگام زرد شدن نخستین برگ درخت  باید صورت گیرد، رساندن اکسیژن به ریشه درخت است که علاوه بر پیشگیری از زرد شدن سایر برگهای درخت، هزینه و وقت کمتری هم صرف می‌شود.

این متخصص طب سنتی متذکر شد: اتفاقی هم که باید در حوزه سرطان رخ دهد، شبییه به همین مثال است؛ اگر قرار باشد به‌علت افزایش مبتلایان به سرطان، صرفاً مراکز درمان سرطان خود را افزایش دهیم، علاوه بر صرف هزینه و زمان فراوان، همچنان شاهد افزایش رشد سرطان در سطح کشور خواهیم بود که علاوه بر آن باید توجه داشت که بسیاری از انواع بیماریهای سرطانی، درمان خاصی ندارند.

وی افزود: اقداماتی که در حوزه سرطان در کشور انجام می‌شود، مقطعی است و علاوه بر تحمیل هزینه فراوان برای دولت و مردم، در بلند‌مدت به‌ضرر کشور است.

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات حجامت ایران با اشاره به شیوه بد مصرف غذا در کشور تصریح کرد: متأسفانه در حال حاضر، میزان مصرف سبزیجات در دنیا 11 برابر کشور ما است و این یک زنگ خطر است؛ متأسفانه مردم در حال حاضر به مصرف برنج به‌جای استفاده از غذاهای گیاهی رو آورده‌اند که این شیوه غذایی موجب به وجود آمدن بسیاری از بیماری‌ها است.

وی با بیان تفاوتهای میان طب سنتی نوین و طب سنتی اظهار داشت: یکی از تفاوتهای طب‌ سنتی با طب‌ نوین که از داروهای شیمیایی استفاده می‌کند این است که در طب سنتی تلاش بر بهبود درمان بیماریها در کنار نبود عوارض دارو است در حالی که در طب نوین تلاش در بهبود بیماری است هرچند داروی استفاده شده دارای عوارض باشد.

زنده‌دل ادامه داد: یکی دیگر از تفاوتهای طب نوین و طب سنتی، ماهیت داروی تجویز شده است؛ داروهای طب سنتی از طبیعت که شامل گیاه و جانور است، ساخته می‌شود ولی داروهای طب نوین از مواد شیمیایی ساخته می‌شوند.

این متخصص طب سنتی در بیان سایر تفاوتهای میان داروهای طب نوین و طب سنتی تصریح کرد: به‌عنوان مثال انسولینهای سابق که از پلاسمای اسب تهیه می‌شد، همواره  مفید به فایده بود در حالی که انسولینهای امروزی که از مواد شیمیایی ساخته می‌شود، تقریباً بی‌تأثیر است و بیماران دیابتی که از این دارو استفاده می‌کنند همواره از بیماری خود رنج می‌برند.

این متخصص بیوتکنولوژی ژنتیک دفاعی درباره تأثیرات منفی داروهای شیمیایی بر بدن انسان متذکر شد: گاهی برای درمان یک بیماری ژنی، آن ژن بیمار را به‌وسیله داروهای شیمیایی  تغییر می‌دهیم؛ به‌علت تغییر آن یک ژن، سایر ژنهای بدن به تبعیت از این تغییر، تغییر می‌کنند؛ اتفاقی که در نهایت در بدن بیمار می‌افتد مبتلا شدن آن بیمار به چندین بیماری مختلف است.

زنده‌دل تصریح کرد: به همین علت است که اگر بخواهیم به‌وسیله داروهای شیمیایی طبیعت بدن بیمار را تغییر دهیم، بیمار را دچار مشکلات عدیده خواهیم کرد؛ باید توجه داشت که دوای بیماری انسان در طبیعت که متشکل از گیاه و جانور است، وجود دارد نه در داروهای خودساخته شیمیایی.

وی در پایان یادآور شد: یکی از تفاوتهای طب سنتی و طب نوین در این است که طب نوین تنها به‌دنبال درمان بیماری مورد نظر بدون در نظر گرفتن عوارض است اما طب سنتی به‌دنبال انسان سالم فارغ از هرگونه بیماری است.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۴ تير ۱۳۹۵

اگر به تاریخجه علم فیزیک نگاه کنیم ملاحظه می نمائیم که فیزیک کلمه یونانی(φύσις، یونانی و φυσικῆ، دانش طبیعت) است که به معنی طبیعت می‌باشد. و اولین بار ارسطو این نام را برای علم فیزیک برگذید. اما اگر اندکی دقیق شویم ، می‌بینیم که این نام گذاری واقعا بجا و شایسته است. آری فیزیک علم طبیعت است و چون انسان همواره در طبیعت زندگی می‌کند زندگی او از طبیعت به طور کامل متاثر می‌گردد می‌توان گفت که فیزیک با زندگی انسان کاملا عجین شده است...

اگر به تاریخجه علم فیزیک نگاه کنیم ملاحظه می نمائیم که فیزیک کلمه یونانی است که به معنی طبیعت می‌باشد. و اولین بار ارسطو این نام را برای علم فیزیک برگذید. اما اگر اندکی دقیق شویم ، می‌بینیم که این نام گذاری واقعا بجا و شایسته است. آری فیزیک علم طبیعت است و چون انسان همواره در طبیعت زندگی می‌کند زندگی او از طبیعت به طور کامل متاثر می‌گردد می‌توان گفت که فیزیک با زندگی انسان کاملا عجین شده است. از طرف دیگر چون فیزیک همواره در خدمت انسان بوده و سعی کرده است که با کشف و بیان قوانین حاکم بر طبیعت ، آن را در سیطره انسان قرار دهد و این امکان را برای انسان فراهم کند که از طبیعت در جهت بهتر زیستن خود ، استفاده کند. و نیز با الهام گرفتن از قوانین موجود در طبیعت اقدام به ساختن ابزار و وسایلی کرده است که هرچه بیشتر زندگی را برای انسان راحت تر و دلپذیر تر نماید. فیریک در میان عامه اگر از افرادی که از تحصیلات دانشگاهی برخوردار نبوده‌اند ، سئوال شود که فیزیک چیست ، در پاسخ می‌گویند که فیزیک یک علم تئوری محض است. که مجموعه‌ای از چند قانون پیچیده و بغرنج ریاضی است . و لذا اصلا نقشی در زندگی انسان نداشته و صرفا حالت نظری دارد. همچنین به علت دشوار بودن از آن گریزانند. به عنوان مثال اگر نمرات دانش آموزان یک دبیرستان را در نظر بگیریم ملا حظه می‌کنیم که تقریبا بیشترین افت دانش آموزان در درس فیزیک بوده است. همچنین در نظر مردم عادی تنها کاری که از دست یک تحصیل کرده در رشته فیزیک برمی‌آید، تدریس و یا به قول عامه معلمی است. فیزیک را دریابیم! اگر به کتاب‌های فیزیک دبیرستان نظری داشته باشیم، ملاحظه می‌کنیم که در لحظه اول بعد از تعریف جزئی و مقدماتی وارد مسائل نظری و تعدلات ریاضی شده و سعی دارد در یک حجم کوچک کتاب چندین قانون فیزیکی را به صورت ریاضی بیان کند. همچنین چون تعدادی از دبیران فیزیک نیز فقط بر مفاهیم ریاضی اصرار کرده و از توضیح و تشریح مفاهیم فیزیکی خودداری می‌کنند ، لذا فیزیک به صورت یک درس خشک و بی روح درمی‌آید. البته شما در اینجا ، درصد نقد و بررسی کتب دبیرستانی و یا عملکرد دبیران فیزیک که واقعا نقش بسیار اساسی در رشد فکری دانش آموزان دارند، نیستیم و باید این کار توسط افرادی که متخصص این امور هستند، صورت گیرد. اما شاید گفتن این مطلب خالی از لطف نباشد که اگر در ابتدای امر که یک دانش آموز با واژه فیزیک روبرو می‌شود، با آوردن مثالهای ملموس فیزیک را برای او تشریح کنیم و اهمیت این علم را برای او روشن کنیم ، دیگر فیزیک از حالت یک درس سخت و بی روح به یک درس شیرین و پویا تبدیل می‌شود. !نقش فیزیک در آسایش انسان تصور کنید که بعد از یک روز کار سخت و طاقت فرسا ، در یک زمستان سرد به منزل خود مراجعت کرده‌اید. بخاری گازی را روشن کرده و در کنار خانواده خود به تماشای تلویزیون مشغول هستید. اگر اندکی دقت کنید ملاحظه می‌نمائید که سیما و تلویزیون مشاهده می کنید ، امواج الکترومغناطیسی هستند که بوسیله گیرنده تلویزیونی شما دریافت می‌گردند و لحظات شادی را برای شما ایجاد می‌کنند . کنترل تلویزیونی که بوسیله آن کانالهای مختلف تلویزیون را جستجو می‌کنید ، بر اساس امواج الکترومغناطیسی ساخته شده است که با فشار دادن یک دکمه حسگر تلویزیون فرستاده شده و کانالهای آن را تغییر می‌دهد. گازی که در بخاری خود مصرف می‌کنید و خود و خانواده خود را از سرمای سوزان زمستان حفظ می‌کنید بر اساس قوانین فیزیکی به منزل شما انتقال پیدا می‌کند. نمونه این مسائل بسیار زیاد است و مجال یاد آوری آنها وجود ندارد . ولی همین قدر کافی است که بدانیم در واقع با فیزیک زندگی می‌کنیم. البته لازم به ذکر است که سایر علوم نیز برای آسایش و راحت زندگی کردن انسان بوجود آمده‌اند اما اگر اندکی دقت کنیم ملاحظه می‌نمائیم که در این میان نقش فیزیک از همه پر رنگ‌تر است. فیزیک در خدمت نابودی انسان شاید بر ما ایراد بگیرید که در تمام مواد فیزیک در جهت آسایش و رفاه انسان نیست و بر این نکته اصرار داشته باشند که انواع بمبهای اتمی و هسته ای ، موشکهای پیشرفته هسته‌ای که برای نابودی انسان ساخته شده‌اند، بیشر با استفاده از علم فیزیک بوجود آمده‌اند. در پاسخ باید بگوئیم که درست که تمام این موارد در سایه علم فیزیک ایجاد شده‌اند، ولی اگر کمی به عقب برگردیم، ملاحظه می‌کنیم که در پیدایش و کشف قوانینی که اساس ساخت این وسائل مرگبار شده‌اند، هدف اصلی این افراد تامین آسایش بشر بوده است‌. به عنوان مثال اگر از انرژی هسته ایدر جهت تامین برق مورد نیاز انسان و از لیزر و اشعه ایکس در جهت تسریع اعمال جراحی و ...استفاده شود، نه تنها این موارد ناپسند و نا خوش آمیز نخواهند بود، بلکه بسیار زیبا و شایسته خواهند بود. اما همواره در طول تاریخی افرادی بودند که از علم و امکانات علمی در جهات منفی و نادرست بهره برده‌اند، و علم فیزیک نیز از این قاعده کلی مستثنا نبوده است. بنا بر این نباید خصلت نادرست بعضی از افراد بشر را به حساب فیزیک بنویسیم و بخواهیم از ابهت و زیبایی علم فیزیک بکاهیم. برگرفته از دانشنامه ی رشد: 


ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۴ تير ۱۳۹۵

فیزیک, فیزیک چیست

فیزیک چیست؟

فیزیک از واژه یونانی physikos به معنی « طبیعی» و physis به معنی « طبیعت» گرفته شده است. پس فیزیک علم طبیعت است به عبارتی در عرصه علم ، پدیده های طبیعی را بررسی می كند.

 

علم فیزیک

علم فیزیک رفتار و اثر متقابل ماده و نیرو را مطالعه می كند.مفاهیم بنیادی پدیده های طبیعی تحت عنوان قوانین فیزیک مطرح می شوند.این قوانین به توسط علوم ریاضی فرمول بندی می شوند به طوریكه قوانین فیزیک و روابط ریاضی با هم در توافق بوده و مكمل هم هستند.و دو تایی قادرند كلیه پدیده های فیزیكی را توصیف نمایند.

 

تاریخچه علم فیزیک

- از روزگاران باستان مردم سعی می كردند رفتار ماده را بفهمند. و بدانند كه:چرا مواد مختلف خواص متفاوت دارند؟ چرا برخی مواد سنگینترند؟ و... همچنین جهان ، تشكیل زمین و رفتار اجرام آسمانی مانند ماه و خورشید برای همه معما بود.

 

- قبل از ارسطو تحقیقاتی كه مربوط به فیزیک می شد ، بیشتر در زمینه نجوم صورت می گرفت. علت آن در این بود كه لااقل بعضی از مسائل نجوم معین و محدود بود و به آسانی امكان داشت كه آنها را از مسائل فیزیک جدا كنند. در برابر سوالاتی كه پیش می آمد گاه خرافاتی درست می كردند، گاه تئوریهایی پیشنهاد می شد كه بیشتر آنها نادرست بود.

 

این تئوریها اغلب برگرفته ازعبارتهای فلسفی بودند و هرگز بوسیله تجربه و آزمایش تحقیق نمی شدند. و بعضی مواقع نیز جوابهایی داده می شد كه لااقل بصورت اجمالی و با تقریب كافی بنظر می رسید.

 

- جهان به دو قسمت تقسیم می شد: جهان تحت فلك قمر و مابقی جهان.مسائل فیزیكی اغلب مربوط به جهان زیر ماه بود و مسائل نجومی مربوط به ماه و آن طرف ماه نیز« فیزیک ارسطو» یا بطور صحیحتر« فیزیك مشائی» بود كه در چند كتاب مانند« فیزیک»،« آسمان»،« آثار جوی»،« مكانیك»،« كون و فساد» و حتی« مابعدالطبیعه» دیده می شد.

 

- تا اینكه در قرن 17 ، گالیله برای اولین باربه منظور قانونی كردن تئوریهای فیزیک ، از آزمایش استفاده كرد. او تئوریها را فرمول بندی كرد و چندین نتیجه از دینامیك و اینرسی را با موفقیت آزمایش كرد. پس از گالیله ، اسحاق نیوتن ، قوانین معروف خود «قوانین حركت نیوتن) را ارائه كرد كه به خوبی با تجربه سازگار بودند.

 

- بدین ترتیب فیزیک جایگاه علمی و عملی خود را یافت و روزبه روز پیشرفت كرد، مباحث آن گسترده تر شد، تا آنجا كه قوانین فیزیک از ریزترین ابعاد اتمی تا وسیعترین ابعاد نجومی را شامل می شود. اكنون فیزیک مانند زنجیری محكم با بقیه علوم مرتبط است و هنوز هم به سرعت در حال گسترش و پیشرفت می باشد.

 

نقش فیزیك در زندگی

- هر فرد بزرگ یا كوچك، درس خوانده یا بیسواد ، شاغل یا بیكار خواه ناخواه با فیزیک زندگی می كند. عمل دیدن و شنیدن ، عكس العمل در برابراتفاقات ، حفظ تعادل در راه رفتن و... نمونه هایی از امور عادی ولی در عین حال وابسته به فیزیک می باشند.

-پدیده های جالب طبیعی نظیر رنگین كمان ، سراب ، رعد و برق ، گرفتگی ماه و خورشید و... همه با فیزیک توجیه می شوند.

 

فیزیک, فیزیک چیست

- برنامه های رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، اینترنت ، تلفن و... با كمك فیزیک مخابره می شوند.

- با این نمونه های ساده ، می توان تصور كرد كه اگر فیزیک نبود و اگر روزی قوانین فیزیک بر جهان حاكم نباشند، زندگی و ارتباطات مردم شدیدا دچار مشكل می شود.

 

فیزیک و سایر علوم

- فیزیک، دینامیك و ساختار درونی اتم ها را توصیف می كند. و از آنجا كه همه مواد شامل اتم هستند، پس هر علمی كه در ارتباط با ماده باشد، با فیزیک نیز مرتبط خواهد بود. علومی نظیر: شیمی ، زیست شناسی ، زمین شناسی ، پزشكی ، دندانپزشكی ، داروسازی ، دامپزشكی ، فیزیولوژی ، رادیولوژی ، مهندسی مكانیك ، برق ، الكترونیك ، مهندسی معدن ، معماری ، كشاورزی و ... .

- فیزیک درصنعت ، معدن ، دریانوردی ، هوانوردی و... نیزكاربرد فراوان دارد. اینكه ابزار كار هر شغلی و هر علمی مبتنی براستفاده ازقوانین و مواد فیزیكی است، نقش اساسی فیزیک درسایر علوم و رشته ها را نمایان می كند. علاوه برآن استفاده روزافزون از اشعه لیزر در جراحی ها و دندانپزشكی، رادیوگرافی با اشعه ایكس در رادیولوژی ، جوشكاری صنعتی و... نمونه هایی از كاربردهای بیشمار فیزیک در علوم دیگرمی باشند.

 

فیزیك و آینده(فیزیک چیست؟)

با این روند رو به رشدی كه علم فیزیک در كنار سایر علوم دارد، می توان امیدوار بود كه در آینده به چراها و چگونگی های عالم طبیعت پاسخ داده شود و این دنیای فیزیک سكوی پرتاب به عالم متا فیزیک باشد.

 

در آینده 

-شاید فیزیک بتواند رسیدن به سرعت نور و فراتر از آن را مقدور سازد.

- شاید فیزیک بتواند مثالهای عجیب نسبیت را عملی كند.

- شاید فیزیک بتواند معمای مثلث برمودا را حل كند.

- شاید فیزیک بتواند واقعیت یوفوها( بشقاب پرنده ها) را مشخص كند.

- شاید فیزیک بتواند به راز وجود یا عدم وجود هوش فرا زمینی واقف شود. و...


فیزیک به عنوان یک شغل

کسانی که می خواهند فیزیک را به عنوان یک شغل پیشه کنند باید دوره ی فیزیک و ریاضی را در دبیرستان بگذرانند. مسیری فارغ التحصیلی شامل فیزیک، ریاضیات وشیمی می باشد. متخصص شدن در فیزیک با کار زیاد در آزمایشگاه سروکار دارد.

دارندگان مدرک دکتری یا فوق لیسانس فیزیک قادر خواهند بود کاری در آزمایشگاههای تحقیقاتی دولتی یا خصوصی پیدا کنند. فیزیکدانان همچنین می توانند در دانشگاه ها تدریس کنند. یکی از بهترین آزمایشگاه های تحقیقاتی بین المللی سازمان اورپایی تحقیق اتمی(CERN) می باشد که در ژنوسوئیس قرار دارد.

 

مؤسسه ی فیزیک آمریکا در جهت پیشرفت و گسترش دانش فیزیک و استفاده از آن برای رفاه بشر کار می کند. این مؤسسه به انتشار ژورنال، تقویت آموزش فیزیک، تهیه ی اطلاعات درباره ی فیزیک برای اخبار رسانه ها، ارتقاء همکاری انجمن های فیزیک و اعطای جایزه می پردازد. نشریه ی فیزیک امروز (Physics Today) یکی از نشریات ماهیانه ی آن می باشد. این مؤسسه در سال ۱۹۳۱ تأسیس شد و حدود ۷۵ هزار عضو دارد. شعب اصلی آن در شهر نیویورک قرار دارد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۴ تير ۱۳۹۵

علم نجوم چیست ؟نجوم مطالعه مواد است و مقدمه ایست درباره فرایند بوجود آمدن آنچه در آنسوی جو زمین است كه این جهان ، آسمان و گوی آسمان را از اتم های كوچك تا گیتی وسیع شامل می شود . منجمان اجرام آسمانی مانند سیارات ، ستاره ها ،ستاره های دنباله دار ، كهكشانها، سحابیها و مواد بین كهكشانها را مطالعه می كنند . برای اینكه چگونگی تشكیل شدن ، چگونگی بوجود آمدن و منسب هر كدام را مشخص می كنند و اینكه چگونه بر یكدیگر تاثیر می گذارند و چه اتفاقی ممكن است برای آنها بیفتد .
بخشی از جهان ما ، زمین وانچه در آن اتفاق می افتد اختر شناسی را شامل می شود ،در واقع زمین آزمایشگاه ماست و هرچه كه درباره جهان می دانیم از آنچه از زمین می توانیم ببینیم و دریابیم ویا تصور كنیم سرچشمه گرفته است.
● چگونه علم نجوم بوجود آمد؟
قبل از اختراع تلسكوپ ، در نزدیكی قرن هفدهم ،نجوم بر مبنای مشاهده با چشم غیر مسلح پایه گذاری شده بود. در ابتدا مردم از محل ستاره ها و سیارات در آسمان نقشه تهیه می كردند . متمدن ترین ها برای نقشه برداری آسمان نظام داشتند و ما می دانیم كه امروزه نجوم از نظریات یونانیان باستان سرچشمه می گیرد .
در سال ۱۵۰ میلادی یك منجم و ریاضیدان یونانی به نام كلودیوس بطلمیوس یك رساله در باره علم نجوم نوشت . او در آن ۴۸ گروه ستارهای كه صورت فلكی نامیده می شدند را فهرست كرد ، مانند جبار ، برساووش و....كه بیشتر از اسامی اساطیر گرفته شده اند . همانطور كه ما هنگام نگاه كردن به ابرها ، آنها را به اشكالی از اجسام آشنا تصور می كنیم ،همانگونه بطلمیوس در گروهبندی ستارگان اشكال آشنا را مشاهده كرد. همچنین بطلمیوس متوجه شد كه به نظر ستارگان در سر تاسر آسمان حركت می كنند او گفت كه تمام اجرام آسمانی به دور زمین كه مركز جهان بی حركت ایستاده حركت می كنند . این نظریه علمی برای قرنها پذیرفته شده بود . تئوری بطلمیوس راجع به جهان طرح زمین مركز نامیده شد زیرا در آن زمین در مركز عالم قراردارد.
● چه موقع كشف شد كه زمین بدور خورشید می چرخد ؟
قبول این واقعیت مدت ها طول كشید . در سال ۱۵۴۳ میلادی یك منجم لهستانی به نام نیكلاس كوپرنیك De Revolutionibus را منتشر كرد كه مشخص می كرد سیارات به دور خورشید گردش می كنند اما نظریه او با تعلیمات كلیسای كاتولیك مغایرت داشت و كلیسا قدرتمندترین سازمان اجتماعی و سیاسی آن زمان بود . عقیده هایی مانند طرح خورشیدمركزی كه در جهان تفكر بدیع بودند سزاوار كیفر مرگ بودند . بنابراین اگرهم تعدادی دیگر ازمنجمان طرح كپرنیك را می پذیرفتند از تصدیق كردن آن هراس داشتند . در سال۱۶۳۲ گالیلئو گالیله ، یكی از برجسته ترین منجمان در طول تاریخ ، سرانجام یك كتاب در حمایت از نظریه كپرنیك منتشر كرد . كلیسای كاتولیك روم گالیله را برای محاكمه به خاطر بدعت گذارن احضار كرد و این منجم برای برگشتن از حرفش یا مرگ حق انتخاب داشت . گالیله دست از عقیده خود كشید اما كلیسا از پذیرفته شدن طرح خورشید در عرف نمی توانست جلوگیری كند(در سال ۱۹۹۲كلیسای كاتولیك روم رسما با گالیله و كپرنیك موافقت كرد.)
● چطور منجمان سریعایك ستاره را از دیگران تشخیص می دهند؟
منجمان علاوه بر نقشه موقعیت ستارگان در آسمان تععن كردند كه كدام ستاره از دیگر ستارگان پرنورتر است . یك منجم یونانی به نام هیپاركوس جد بطلمیوس ابتدا ستارگان را بر اساس روشنایی اشان طبقه بندی كرد . اوششطبقه روشنایی را با قدر شان لیست كرد (قدر یعنی درخشش یك ستاره كه بر روی زمین نمایان می شود . قدر یك ستاره تا حد زیادی در تعیین اینكه چقدر از زمین فاصله دارد موثر است ) هیپاركوس ۲۰ ستاره از قدر اول را طبقه بندی كرد و ستارگان ضعیف یعنی آنهایی كه با چشم غیر مسلحدیده می شوند را در شش قدر طبقه بندی كرد.
● گالیلئو گالیله
گالیله در پیزای ایتالیا در ۱۵۶۴ در اواسط دوره رنسانس متولد شد . گالیله فقط اولین كسی كه تلسكوپ را روی ستارگان متمركز كرد نبود ، او همچنین دیدگاه متفاوتی نسبت به جهان ایجاد كرد . گالیله استاد نجوم ، ریاضی ، فیزیك ، فلسفه و تبلیغات بود . تصور او (و احتمالا واقعیت ) از یك نبوغ ذاتی بود : زیرك شوخ و اما زننده بود . مردم مهم انجمن او را جستجو می كردند - تا وقتی كه كار منفور و خطرناك حمایت از دیدگاه خورشید مركزی كپرنیك راجع به منظومه شمسی رادر كارهایش انتشار داد:
ما این حقیقت را پذیرفتیم كه خورشید در مركز منظومه شمسی است و ما ممكن است گفته باشیم ((هركس میداند كه خورشید به دور زمین می چرخد وفقط تعداد كمی دانشمند دیوانه فكر میكنند غیر از این است.))
در سال ۱۵۴۳ نیكولاس كوپرنیكوس رساله پیشنهادی اش را كه تمام سیارات به انظام زمین به دور خورشید می چرخند منتشر كرد .این پیشرفت غیر منتظره برای عده ای به طور محرمانه خوشایند بود برا قدرتمندترین دولت اروپا در آن زمان -كلیسای كاتولیك روم - در وضع موجود مسلما منفعتی وجود داشت . با این همه عقاید نظام -و توانایی اش - رویه زمین مركزی در جهان باقی ماند.
گالیله به طور آشكارا از دیدگاه جهانی كپرنیكوسدر مقابل كلیسا حمات كرد . روش رهبر كلیسا با دیگر بدعت گذاران نادیده گرفتن آنها یا آسیب رساندن به آنها با برخی شرایط بود . اماكلیسا نمی توانست گالیله را نادیده بگیرد .
در سال ۱۶۳۴ گالیله به دادگاه كلیسا آورده شد و ادعا كرد كه دست از عقاید بدعت گذارانه اش درباره منظومه شمسی برداشته است .
روبه رو شدن با شكنجه و مرگ ، گالیه را وادار به تسلیم شدن كرد . او هنگامیكه اتاق محاكمه را ترك كرد - زیر لب- گفت بی اعتنا به آنچه مجبور به گفتن شده بود ادعا كرد كه زمین هنوز به دور خورشید می چرخد.
گالیله بقیه عمر خود را در زیر شیروانی خانه ای تا سال ۱۶۴۲ گذراند ۳۵۵ سال بعد در سال۱۹۹۲ كلیسا رسما طرح كپرنیك را در مورد متظومه شمسی پذیرفت.


ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۴ تير ۱۳۹۵

کلمه ی نجوم مردم را اغلب به یاد خیره شدن به آسمان شب،این طبیعت فراموش شده وعکس های بسیار زیبایی که توسط تلسکوپها  گرفته شده می اندازد،در حالی که نجوم یک علم است و علم نجوم یعنی کار زیاد و مداوم و علم ریاضیات و فیزیک است.

تصوری که مردم از یک منجم دارند این است که او را فردی می پندارند که به وسیله ی یک تلسکوپ در یک رصدخانه ی سرد وتاریک مشغول نگاه کردن به آسمان شب است(خوشبختانه اینگونه منجمان سخت کوش پس از گذشت اندکی دیگر تحمل نخواهند داشت)،منجمان تنها اندکی از وقتشان را صرف رصد با تلسکوپ می کنند و در رصد خانه ها معمولا دوربین ها و  تلسکوپها و سایر تجهیزات توسط کامپیوترها در یک اتاق گرم نسبتا روشن به وسیله ی منجم کنترل می شوند.

 

 

 

کلمه ی نجوم جمع نجم  به معنی ستاره است. اماواژه یastronomy    یعنی معادل انگلیسی کلمه ی نجوم از 2 واژه ی یونانی astron  به معنای ستاره و nomos   به معنای قانون گرفته شده است.

نجوم علمی است که به مطالعه ی حرکات ، ساختار،ویژگی های همه ی اجرام سماوی مثل ستارگان،سیارات و کهکشانها  و به تکامل و سرنوشت آنها می پردازد.ویژگی هایی مثل:جرم،رنگ،دما،ترکیبات و ...

علم نجوم پاسخ به سوالات و کنجکاوی های بشر پیرامون جهانی است که در آن واقع شده است.

2  شاخه ی اصلی نجوم عبارتنداز:_  تئوری :که پدیده های رصد شده را با استفاده از محاسبات و شبیه سازی بر اساس

فیزیک،شیمی و علوم دیگر توضیح می دهد.

_  رصدی: به مشاهده آسمان و اجرام سماوی و اثبات فرضیه ها ی تئوری می پردازد.

هر کدام از این شاخه های اصلی در نجوم خود به زیر شاخه هایی تقسیم می شوند:

1)هیئت و نجوم(astronomy) : به طور کلی درباره ی حرکت اجرام سماوی بحث می کند.

2)اختر فیزیک(astrophysics) : درباره ی ساختا ر،خواص فیزیکی،ترکیبات شیمیایی و تحولات درونی ستارگان بحث می کند و به مطالعه ی حرکات ظاهری و حقیقی ستارگان و تعیین مواضع

آنها نیز می پردازد.این بخش از نجوم خود شامل دو قسمت است:

الف)اختر فیزیک کاربردی ( ( applied astrophysics: عمدتا به طراحی ابزار و وسایل نجومی  می پردازد و مطالعه ی کاربردی روش های اختر شناسی مورد نظر است.

ب)اختر فیزیک نظری( Theoretical astrophysics) : که به کمک قوانین فیزیک،پدیده های نجومی را توضیح می دهد و تعیین می نماید.

3) کیهان شناسی (cosmology) : این رشته قوانین عمومی تکامل طبیعی و مادی جهان و ساختار آن را بررسی می کند.به عبارت دیگر جهان هستی را به طور کلی در نظر می گیرد و به مطاله ی آن می پردازد،2موضوع مهم مورد مطاله ی کیهان شناسی،بررسی وضع کهکشانها،نواختران و  مساله ی اساسی انبساط جهان است.

4)کیهان زایی (cosmogony ) : درباره ی چگونگی پیدایش و منشا کیهان بحث می کند.مسائل مربوط به پیدایش،تحول و تکوین عالم،در قلمرو  مطالعات کیهان زایی است.

تفاوت علم نجوم با سایر علوم :

 علوم دیگر(عموما) می توانند یک آزمایش را در آزمایشگاه راه اندازی کنند و اتفاقاتی را که رخ  

می دهد مشاهده کنند اما علم نجوم محدود شده به مشاهدات آرام و آهسته ای که در عالم رخ  

می دهد.

مقیاس ها در نجوم:

نجوم، هم با چیزهای خیلی بزرگ و هم خیلی کوچک سروکار دارد.

توجه کنید:

شعاع توپ بسکتبال:  Km  4-10×2

شعاع زمین: Km  6378 (تقریبا  7 10×3 برابر شعاع توپ بسکتبال)

شعاع خورشید: Km 10×7 (تقریبا 109 برابر شعاع زمین )

فاصله نزدیکترین ستاره به ما (پروکسیما قنطورس) :1.30 پارسک برابر با 4.24 سال نوری برابر

با  Km 16 10×4

شعاع مشاهده شده از عالم: تقریبا 5  گیگا پارسک

طول موج نور مرئی: تقریبا Km 10- 10×5

اندازه ی هسته اتم :Km   13-10



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۴ تير ۱۳۹۵

بوم شناسی (Ecology به انگلیسی و در اصل از کلمه آلمانی Oekologie) از ترکیب دو ریشه یونانی Oikos به معنای «خانه» وLogos به معنای «شناخت» نخستین بار در سال ۱۸۶۶ توسط ارنست هکل (E.Haeckel) تعریف شد. هکل مرید پرشور و بانفوذچارلز داروین و واضع مشتاق اصطلاحات زیست شناختی بود.او بوم شناسی را «علم جامع روابط جاندار با محیط» دانست.


روح این تعریف در بحثی قدیمی درباره زیررشته های زیست شناسی که توسط بردن _ سندرسن (۱۸۹۳) مطرح شد کاملاً آشکار است. از نظر او بوم شناسی «علمی است که با روابط خارجی گیاهان و جانوران با یکدیگر و با شرایط گذشته و حال وجودی شان سروکار دارد.» و به این ترتیب با فیزیولوژی (روابط داخلی) و ریخت شناسی (ساختار) متفاوت است.


از نظر بسیاری از دانشمندان درستی چنین تعاریفی را گذشت زمان نشان خواهد داد. از این رو ریکلفس (۱۹۷۳) در کتاب درسی که نوشته بوم شناسی را چنین تعریف می کند «بررسی محیط طبیعی، به ویژه روابط متقابل میان جانداران و محیط اطرافشان.» در سال های پس از هکل، رشته های بوم شناسی گیاهی و بوم شناسی جانوری از یکدیگر دور شدند. در نتیجه تعریف بوم شناسی در آثار مهم این رشته به این شکل درآمد: «آن دسته از روابط گیاهان با محیط اطرافشان و با یکدیگر که مستقیماً به تفاوت های زیستگاه در گیاهان مختلف وابسته است.» (تنسلی، ۱۹۰۴)، یا «علمی که عمدتاً بیشتر با آنچه می توان آن را جامعه شناسی و اقتصاد جانوران نامید سروکار دارد تا با ساختار و سایر سازش های موجود در آنها» (التون، ۱۹۲۷). اما گیاه شناسان و جانورشناسان مدت هاست توافق کرده اند که به یکدیگر تعلق دارند و تفاوت هایشان باید کم رنگ شود. با این همه در مورد بسیاری از تعاریف بوم شناسی چیزی وجود دارد که به طور نگران کننده ای مبهم است.


به نظر می رسد تمام این تعاریف در این نکته مشترکند که بوم شناسی تمام جنبه هایی از زیست شناسی را در برمی گیرد که نه فیزیولوژی هستند و نه ریخت شناسی.این مسئله به ویژه هنگامی نگران کننده تر می شود که ظاهراً هیچ کس به طور جدی معتقد نیست که نکته فوق حقیقت داشته باشد.

از این رو اندرووارتا (۱۹۶۱) به منظور وضوح بیشتر بوم شناسی را «بررسی علمی پراکندگی و فراوانی جانداران» تعریف می کند و کریس (۱۹۷۲) با اظهار تاسف از اینکه نقش محوری «روابط» در این تعبیر گمشده است، آن را به شکل «بررسی علمی برهمکنش های تعیین کننده پراکندگی و فراوانی جانداران» تصحیح می کند و توضیح می دهد که بوم شناسی با پرسش های زیر سروکار دارد: جانداران «کجا» پیدا می شوند، تعدادشان در آنجا «چقدر» است و «چرا». حتی اگر این طور هم باشد شاید باز بهتر باشد که فعلاً بوم شناسی را «بررسی علمی پراکندگی و فراوانی جانداران و برهمکنش هایی که این پراکندگی و فراوانی را تعیین می کنند» تعریف کرد.


جانداران سیستم های بازی هستند که پیوسته با محیط خویش برهمکنش دارند. بررسی علمی برهمکنش های میان جانداران و محیط شان بوم شناسی نام دارد. این تعریف صاف و پوست کنده اما چهره واقعی یک رشته هیجان انگیز و فوق العاده پیچیده از زیست شناسی را پنهان می کند که پیوسته بر اهمیت عملی آن افزوده می شود. تصاویری که توسط فضانوردان سفینه آپولو از این سیاره تهیه شد به ما یادآور شد که زمین خانه ای متناهی در فضایی نامتناهی است نه یک مرز نامحدود برای فعالیت های انسان. علم بوم شناسی می تواند از فرآیند های طبیعی درک پایه لازم برای مدیریت منابع محدود این سیاره در بلند مدت را فراهم آورد.

امروزه بوم شناسی (ecology) موضوعی است که تقریباً همه مردم چیزهایی درباره آن شنیده اند و بیشترشان حتی هنگامی که درباره معنی دقیق آن دچار تردیدند از مهم بودنش آگاه هستند. تردیدی وجود ندارد که بوم شناسی مهم است اما همین مهم بودنش ایجاب می کند که بفهمیم بوم شناسی چیست و نحوه پرداختن بدان چگونه است.


این پرسش که «بوم شناسی چیست» را می توان به «بوم شناسی را چگونه تعریف می کنیم؟» تغییر داد و با آزمودن تعریف های مختلفی که تا به حال پیشنهاد شده اند به آن پاسخ داد و حتی می توان یکی از آنها را به عنوان بهترین تعریف برگزید. اما با آنکه این تعریف ها دقیق و دارای ایجازند تنها به درد پاسخگویی به پرسش های امتحانی می خورند و به کار نشان دادن ویژگی ها و جاذبه های بوم شناسی نمی آیند. در حالی که می توان به جای این پرسش با طرح سئوالات تامل برانگیز مانند «بوم شناسان چه کارهایی می کنند؟»، «بوم شناسان به چه موضوعاتی علاقه مند هستند؟» و «بوم شناسی نخستین بار در کجا ظهور کرد؟» به درک بیشتری دست یافت.


طبیعی دانان از ارسطو تا داروین فرآیند مشاهده و توصیف جانداران در محیط طبیعی شان را به خودی خود یک هدف دانستند. از طریق این رویکرد توصیفی هنوز اطلاعات فوق العاده ای به دست می آید و در نتیجه تاریخ طبیعی همچنان مبنای علوم بوم شناختی باقی مانده است. گرچه بوم شناسی به عنوان علمی توصیفی، تاریخی طولانی دارد اما روز به روز آزمایشی تر (تجربی تر) می شود. با وجود دشواری انجام آزمایش هایی که اغلب نیازمند فضا و زمان زیادی هستند، بسیاری از بوم شناسان فرضیه هایشان را در آزمایشگاه و طبیعت می آزمایند. یکی از مثال های قدیمی در این رابطه پژوهش کلاسیکی است که در سال ۱۹۶۹ توسط دانیل سیمبرلاف (D.Simberloff) و ادوارد ویلسون (E.Wilson) انجام شد. در این آزمایش تمام حشرات یک جزیره کوچک در فلوریدا کیز (کمانی از جزایر کوچک به طول ۱۰۰ مایل که از دماغه فلوریدا به سمت جنوب غربی امتداد می یابد) حذف شدند تا استقرار مجدد جانوران در جزایر از جمعیت های قاره ای مجاور بررسی شوند.

بوم شناسی بررسی علمی بر همکنش های میان جانداران و محیط آنهاست.
از این رو می توان مدعی شد که بوم شناسی کهن ترین علم بشری است.اگر طبق تعریف بوم شناسی بررسی علمی پراکنش و فراوانی جانداران و برهم کنش هایی که این پراکنش و فراوانی را تعیین می کنند، باشد پس ابتدایی ترین انسان ها به خاطر نیازشان به دانستن اینکه نه تنها غذا بلکه دشمنان غیر انسانی شان کی و کجا پیدا می شوند باید بوم شناسانی از این دست بوده باشند. حتی نخستین کشاورزان برای شناخت نحوه اداره منابع غذایی زنده و نیز اهلی شده شان می بایست از آن هم کارکشته تر می شدند.


بدین ترتیب این نخستین بوم شناسان که بوم شناسانی عمل گرا بودند درصدد شناخت پراکنش و فراوانی جانداران و به کارگیری این دانش در جهت منافع جمعی شان برآمدند. آنان به موضوعاتی علاقه مند بودند که بوم شناسان عمل گرا هنوز هم به آنها علاقه مندند:


چگونه می توان میزان جمع آوری محصولات غذایی از طبیعت را به حداکثر رساند؟


چطور می توان این کار را برای مدتی طولانی ادامه داد؟


چگونه می توان گیاهان و جانوران اهلی را به بهترین شکل ممکن تکثیر کرد به طوری که حداکثر بازدهی را داشته باشند؟


چگونه می توان منابع غذایی زنده را از شر دشمنان طبیعی شان حفظ نمود؟


و بالاخره چگونه می توان کنترل جمعیت عوامل بیماری زا و انگل هایی را که در درون بدن ما زندگی می کنند در دست گرفت؟


اما تقریباً طی قرن گذشته، درست از وقتی که بوم شناسان بدان اندازه از خودآگاهی رسیدند که نامی برخود نهند، بوم شناسی همواره نه تنها علمی کاربردی بلکه در عین حال محض و بنیادی نیز بوده است. آرتور تنسلی (A.Tansley) یکی از بنیان گذاران بوم شناسی است. او کار شناسایی فرآیند هایی که مسئول تعیین ساختار و ترکیب جوامع گیاهی هستند را صرفاً برای درک آن و نه هیچ کاربرد دیگری مورد توجه قرار داد. او هنگامی که در سال ۱۹۰۴ در انگلستان مقاله ای درباره «مسائل بوم شناسی» نوشت، عمدتاً نگران گرایش بیش از حد بوم شناسی به باقی ماندن در مرحله توصیفی و سامان نیافته (یعنی انباشت توصیف های مربوط به جوامع گیاهی و جانوری بدون مشخص ساختن موقتی یا دائمی بودن آنها و جنبه های دیگر) بود که ندرتاً به سوی تجربی شدن یا دارای برنامه های سامان یافته یا هر آنچه که می توان آن را تحلیل علمی نامید، پیش می رفت.


دلواپسی های تنسلی در اروپا توسط فردریک کلمنتس (F.Clements)، یکی دیگر از بنیانگذاران بوم شناسی، در آن سوی اقیانوس اطلس و در ایالات متحده طنین انداز شد. کلمنتس در ۱۹۰۵ در اثری به نام «روش های تحقیق در بوم شناسی» این نگرانی را چنین بیان می کند: «بلای جان رشته جدیدی که به بوم شناسی معروف شده این احساس فراگیر بوده است که هر کسی از گرد راه نرسیده و بدون هیچ آموزش قبلی می تواند اقدام به کار بوم شناختی کند. در گیاه شناسی امروز هیچ چیزی از این احساس نادرست تر نیست.»


از سوی دیگر نیاز به زیست شناسی کاربردی در بوم شناسی و سهمی که زیست شناسی کاربردی می تواند در بوم شناسی داشته باشد، به خوبی در مقدمه کتاب «بوم شناسی جانوری» (۱۹۲۷) اثر چارلز التون (C.Elton) مشهود است: «آینده فوق العاده ای در انتظار بوم شناسی است... حشره شناسان یا قارچ شناسان مناطق استوایی یا متخصصان کنترل علف های هرز تنها در صورتی در کارشان موفق خواهند بود که نخست و پیش از هر چیزی بوم شناس باشند.» از آن سال ها تاکنون همزیستی این رشته های نظری و کاربردی حفظ شده و توسعه یافته است.

بسیاری از حوزه های کاربردی در پیشرفت بوم شناسی دخیل بوده اند و از آن طرف پیشرفت روز افزون خود را نیز مرهون ایده ها و رویکرد های بوم شناختی هستند. تمام جنبه های مختلف جمع آوری، تولید و حفظ غذا و الیاف طبیعی نیازمند اکوفیزیولوژی گیاهی، حفاظت از خاک، جنگل داری ، مدیریت علفزار ها، ذخیره سازی غذا، شیلات و کنترل آفت ها و عوامل بیماری زا است. هر یک از این رشته های کلاسیک هنوز در صف اول بسیاری از پژوهش های بوم شناختی قرار دارند و هر یک از آنها به دیگری وابسته است.


پیشینه کنترل بیولوژیک آفت ها (استفاده از دشمنان طبیعی آفت ها برای کنترل جمعیت آنها) به چین باستان باز می گردد. اما از وقتی نقایص حشره کش های شیمیایی به طور گسترده در دهه ۱۹۵۰ آشکار شد، کنترل بیولوژیک رواج دوباره ای یافت. تقریباً از همان موقع بوم شناسی آلودگی نیز نگرانی فزاینده ای را در پی داشته و در دهه های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ از یک موضوع موضعی به مسئله ای جهانی تبدیل شده است. دهه های پایانی هزاره دوم همچنین شاهد افزایش توجه عمومی به بوم شناسی و نیز رشد آ گاهی مردم درباره جنبه های بوم شناختی حفاظت از گونه های در خطر انقراض، تنوع زیستی کل سیاره زمین، کنترل بیماری ها در انسان و نیز در سایر گونه ها و پیامد های بالقوه تغییرات شدید در محیط زیست جهانی بوده است.


بوم شناسی بررسی علمی برهمکنش های میان جانداران و محیط آنهاست و به عنوان زمینه ای از بررسی علمی، با استفاده از مشاهدات و آزمایش هایی برای آزمودن تبیین های فرضی پدیده های بوم شناختی، دارای رویکردی فرضی _ استنتاجی است.


بسیاری از بوم شناسان مدل هایی ریاضی طراحی می کنند که آنها را قادر می سازد تا آزمایش هایی با مقیاس وسیع که ممکن است انجام آنها در طبیعت غیرممکن باشد را شبیه سازی کنند . در این رویکرد متغیر های مهم و ارتباط فرضی بین آنها از طریق معادلات ریاضی توصیف می شوند.


به این ترتیب طرق مختلف برهمکنش متغیرها را می توان مورد بررسی قرار داد. برای مثال بسیاری از بوم شناسان، اقلیم شناسان، دیرین شناسان و سایر دانشمندان برای ایجاد مدل هایی که آثار فعالیت های انسانی روی اقلیم و تاثیر تغییرات اقلیمی روی اکوسیستم ها را پیش بینی می کنند، از برنامه های کامپیوتری پیچیده استفاده می کنند. البته کارآیی این نوع شبیه ساز ها بستگی به دقت اطلاعات پایه ای دارد که مدل ها را بر اساس آنها طراحی می کنند و کسب این اطلاعات باز هم نیازمند کار میدانی گسترده است.


محیط شامل اجزای «بی جان» نظیر دما، نور، آب و مواد غذایی است. به لحاظ تاثیر بر جانداران، اجزای «جاندار» نیز به همان اندازه اهمیت دارد. اجزای جاندار شامل تمام جانداران دیگری می شوند که بخشی از محیط زیست هر فرد هستند. جانداران دیگر ممکن است با یک فرد بر سر غذا و سایر منابع رقابت کنند، آن را شکار کنند یا محیط فیزیکی و شیمیایی اش را تغییر دهند.


پرسش های مربوط به اهمیت نسبی اجزای محیطی مختلف به کرات در قلب پژوهش های بوم شناختی و اختلاف نظر ها ظاهر می شوند. جانداران از سویی تحت تاثیر اجزای جاندار و بی جان محیط خویش هستند و از سوی دیگر با حضور و فعالیت های خود آن را تغییر می دهند. بسیاری از زیست شناسان چارلز داروین را یکی از نخستین بوم شناسان می دانند (گرچه او از کلمه بوم شناسی قدیمی تر است.) در واقع این پراکندگی جغرافیایی جانداران و سازش های بی نظیر آنها به محیط های خاص بود که شواهد تکامل را در اختیار داروین گذاشت.


یکی از علل مهم تغییرات تکاملی (گرچه تنها علت آن نیست) برهمکنش جانداران با محیط آنهاست. از این رو رویداد هایی که در چارچوبی که گاهی «زمان بوم شناختی» نامیده می شود، رخ می دهند به آثاری ترجمه می شوند که در مقیاس بلندمدت تر «زمان تکاملی» ظهور می کنند. برای مثال تغذیه باز ها از موش های صحرایی با کاستن از موفقیت تولیدمثلی برخی افراد روی خزانه ژنی جمعیت صید تاثیر می گذارد.


یکی از آثار بلندمدت این نوع برهمکنش شکارچی _ طعمه ممکن است رواج رنگ بندی استتاری در جمعیت موش ها باشد.به رغم تمامی پیشرفت هایی که در بوم شناسی به وقوع پیوسته هنوز هم بسیاری از مسائل بنیادی بوم شناسی بدون پاسخ باقی مانده اند:


رقابت غذایی تا چه اندازه تعیین کننده گونه هایی است که در یک زیستگاه با هم زندگی می کنند؟


بیماری ها چه نقشی در پویایی جمعیت ها دارند؟


چرا در نواحی استوایی نسبت به مناطق قطبی گونه های بیشتری وجود دارد؟


چه ارتباطی بین حاصلخیزی خاک و ساختار جوامع گیاهی هست؟


چرا برخی از گونه ها در مقایسه با سایر گونه ها نسبت به انقراض آسیب پذیرترند؟


و سئوالاتی از این دست. البته پرسش های بدون پاسخ در هر علمی نشانه سلامت آن است و نه ضعف و کاستی اش. اما بوم شناسی علم ساده ای نیست بلکه دارای ظرافت ها و پیچیدگی های خاصی است و این به خاطر آن است که بوم شناسی به دلیل پرداختن انحصاری به یکتایی ها از سایر علوم متمایز است: میلیون ها گونه مختلف و میلیاردها فرد که هر یک به لحاظ ژنتیکی منحصر به فرد هستند، همه در جهانی که دائم در حال تغییر است زندگی می کنند و برهمکنش دارند.


زیبایی بوم شناسی در این است که ذهنمان را برای بهتر فهمیدن مسائل بسیار اساسی و بدیهی به چالش می کشد به طوری که با درک یکتایی و پیچیدگی تمامی جنبه های طبیعت به جای غرق شدن در آنها درصدد یافتن الگوها و پیش بینی شان بر می آید.با جمع بندی این مرور تاریخی کوتاه معلوم می شود که بوم شناسان برای انجام کارهای مختلفی تلاش می کنند. بوم شناسی در ابتدا و پیش از هر چیزی یک علم است. از این رو بوم شناس برای «درک» و «تبیین» می کوشد.


در زیست شناسی دو نوع تبیین وجود دارد: «دور» و «نزدیک». برای مثال پراکنش و فراوانی کنونی گونه خاصی از پرندگان را می توان بر حسب شرایط فیزیکی محیطی که پرنده مذکور با آن سازگار است، غذایی که می خورد و انگل ها و شکارچیانی که به او حمله می کنند «تبیین» کرد. که این یک تبیین نزدیک است: تبیینی در قالب آنچه اینجا و اکنون در حال وقوع است. به علاوه می توان این پرسش را مطرح ساخت که پرنده مذکور چگونه چنین ویژگی هایی که اکنون بر زندگیش حکم می رانند را کسب کرده است.


به این پرسش باید با تبیینی در قالب تکاملی پاسخ گفت و این یعنی «تبیین دور». پراکنش و فراوانی کنونی این پرنده در تجارب بوم شناختی نیاکانش نهفته است. البته برای درک هرچیز ابتدا باید از چیزی که قرار است درکش کنیم توصیفی داشته باشیم. از این رو بوم شناس پیش از تبیین یک موضوع ابتدا باید آن را توصیف کند. از سوی دیگر با ارزش ترین توصیف ها آنهایی هستند که روی موضوع خاصی متمرکز می شوند یا اینکه برای درک مطلب ضروری اند. توصیف ناهدفمند که محض خاطر توصیف انجام می شود غالباً بعدها معلوم می شود که موضوع نادرستی را برای توصیف برگزیده است و جایگاه چندانی در بوم شناسی یا هیچ علم دیگری ندارد. (برای مثال ممکن است فراوانی متغییر یک جمعیت و تعداد نرها و ماده ها را توصیف کنیم اما بعداً کشف کنیم که نسبت جنسی به این بحث ارتباطی ندارد و در عوض ساختار سنی که ما آن را نادیده گرفته بودیم عاملی اساسی است.) به علاوه بوم شناسان غالباً می کوشند آنچه را که برای جمعیتی از جانوران تحت شرایط ویژه اتفاق می افتد پیش بینی کنند و سعی دارند براساس این پیش بینی ها آنها را کنترل یا از آنها بهره برداری کنند.


ما می کوشیم از طریق پیش بینی زمان حمله ملخ ها آثار مخربشان را به حداقل برسانیم و راهکار مناسبی را در قبال آنها در پیش گیریم. تلاش می کنیم با پیش بینی زمانی که شرایط محیطی برای محصولات کشاورزی مطلوب و برای دشمنانشان نامطلوب می شود کارآیی آنها را به حداکثر برسانیم. می کوشیم گونه های کمیاب را با پیش بینی خط مشی حفاظتی که ما را قادر به حفظ آنها خواهد ساخت نجات دهیم. برخی از موارد را می توان بدون نیاز به تبیین یا درکی عمیق پیش بینی و کنترل کرد. به عنوان مثال در پیش بینی اینکه با نابودی یک درختزار پرندگان ساکن آن ناپدید خواهند شد هیچ دشواری عمده ای وجود ندارد. اما پیش بینی های خردمندانه و دقیق و پیش بینی وقایعی که در شرایط غیر عادی روی می دهند تنها زمانی میسر خواهد شد که ما قادر به درک و تبیین آنچه در حال روی دادن است، باشیم.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)

زیست‌شناس بریتانیایی، چارلز داروین، هنگامی که در سال ۱۸۵۹کتاب خود را با عنوان «منشا گونه ‌ها از طریق انتخاب طبیعی» به چاپ رساند، منتظر بود تا واکنش های احتمالی جامعه علمی و اجتماعی را ببیند.

همانطور که قابل انتظار و درک بود، واکنش‌ها از موافقت و تایید که امید پذیرش رو به گسترش این نظریه را می‌دادند تا مخالفت‌ها و دشنام‌های سرسخت را، در بر می‌گرفت. شنیدن اینکه گونه‌های مختلف موجودات زنده، دارای نیای مشترکی هستند که به تدریج و در طول میلیون‌ها سال، از یکدیگر جدا شده و هر یک روند فرگشتی خود را طی کرده‌اند.

بر طبق نظریه فرگشت، همه گونه‌های موجود زنده از یک سری موجودات زنده تک سلولی که حدود میلیارد سال پیش شکل گرفتند، بوجود آمده‌اند.

حدود میلیاردها سال پیش، تعدادی از موجودات ساده و تک سلولی دیگر، از این موجودات بسیار ساده اولیه، شکل گرفتند. حدود ۶۰۰ میلیون سال قبل، اولین موجودات چندسلولی مانند کرم‌های کوچک و موجوداتی که در دریا زندگی می‌کردند، پدیدار شدند.

چند صد میلیون سال قبل، اولین موجودات خشکی زی که در ابتدا شامل میکروب‌ها و سپس گیاهان می‌شد، پدیدار شدند. این مسئله راه را برای موجودات خشکی زی دیگر از جمله حشرات و سپس دوزیستان، هموار کرد. از دوزیستان، خزندگان، پرندگان و پستانداران، نشأت گرفتند. اولین نخستی‌ها، حدود ۵۵ میلیون سال قبل، پا به عرصه وجود گذاشتند (در زیست‌شناسی، نخستی‌ها، به خانواده میمون‌ها مانند گوریل‌ها، بابون‌ها، شامپانزه هاو انسان نما‌ها یعنی نیاکان ابتدایی‌تر و کمتر فرگشت یافته انسان مدرن امروزی و انسان، اطلاق می‌شود.

آنچه که در فرگشت، باعث شکل گیری گونه‌های مختلف موجودات زنده از همدیگر شده، فرایندهای شکل گیری فرگشت خُرد و کلان و از جمله جهش ژنتیکی بوده که ما در بخشهای بعدی، به آن‌ها خواهیم پرداخت.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۴ تير ۱۳۹۵
تکامل، تغییر در طول زمان است. بر اساس این تعریف گسترده، تکامل را می توان برای انواع تغییراتی که در طول زمان رخ می دهد به کار برد. افزایش ارتفاع کوه ها، منحرف شدن رودها از بسترشان و یا ایجاد گونه های جدید گیاهی و جانوری همگی تکامل محسوب می شوند. برای درک سابقه حیات بر روی زمین، لازم است این که درباره چه نوع تغییراتی در طول زمان صحبت می کنیم را مشخص تر کنیم. به همین دلیل در زمینه تکامل حیات بر روی زمین پای اصطلاح تکامل زیستی (بیولوژیکی) به میان می آید.
تکامل زیستی به تغییراتی که در طول زمان در زندگی موجودات زنده رخ می دهد گفته می شود. درک تکامل زیستی -چگونه و چرا موجودات زنده در طول زمان تغییر می کنند- ما را قادر به درک تاریخ حیات بر روی می سازد.
کلید درک تکامل زیستی در مفهومی به نام اصلاح تبار نهفته است. در موجودات زنده، صفات از نسلی به نسلی دیگر منتقل می شود. فرزندان مجموعه ای از نقشه های ژنتیکی را از پدر و مادر خود به ارث می برند. اما این نقشه ها هرگز دقیقاً از یک نسل به نسل دیگر کپی نمی شود. با گذر هر نسل تغییرات کوچکی رخ می دهد و همین طور که این تغییرات انباشته می شوند موجودات زنده در طول زمان بیشتر و بیشتر تغییر می کنند. اصلاح تبار، موجودات زنده را در طول زمان تغییر شکل می دهد و تکامل زیستی جای خود را باز می کند.
همه موجوات زنده زمین یک جد مشترک دارند. یک مفهوم مهم در رابطه با تکامل بیولوژیکی این است که همه موجودات زنده زمین یک جد مشترک دارند. این به آن معنی است که همه موجودات زنده سیاره ما از یک موجود زنده به وجود آمده اند. دانشمندان تخمین می زنند که این جد مشترک بین 3.5 و 3.8 میلیارد سال پیش زندگی می کرده و تمام موجودات زنده ای که تاکنون ساکن سیاره شده اند را از لحاظ تئوری می توان تا این جد امتداد داد. مفهوم داشتن یک جد مشترک کاملاً قابل توجه است و به این معنی است که همه موجودات زنده از انسان گرفته تا لاک پشت سبز، شامپانزه ها، پروانه ها، چنارها، قارچ ها و نهنگ آبی عموزاده یکدیگرند!
تکامل زیستی در مقیاس های مختلفی رخ می دهد. مقیاس هایی که تکامل رخ می دهد را تقریباًً می توان به دو دسته تقسیم کرد: تکامل زیستی در مقیاس کوچک و تکامل زستی در مقیاس وسیع. تکامل زیستی در مقیاس کوچک، بیشتر به عنوان تکامل ذره ای شناخته شده است. تکامل در مقیاس کوچک، به وجود آمدن تغییرات در ژن ها، در داخل جمعیتی از موجودات زنده، از نسلی به نسل دیگر است.
تکامل زیستی در مقیاس گسترده معمولاً به تغییرات تکاملی عمده و فراتر از گونه ها اشاره دارد و به توالی گونه ها از یک جد مشترک گفته می شود. به عبارتی به منشأ انواع جدیدی از گونه ها اشاره دارد. گونه هایی که از جدی مشترک منشأ گرفته اند که قبلاً وجود داشته و حالا این گونه ها با جد خود متفاوت شده اند. به عنوان مثال هایی در زمینه تکامل بیولوژیکی در مقیاس گسترده می توان به نسل ماهی هایی که از جانوان بی مهره منشأ گرفته اند اشاره کرد. یا می توان از وال ها نام برد که از پستانداران خشکی زی منشأ گرفته اند.


ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
تاريخ : ۴ تير ۱۳۹۵

کلمه اکولوژی دارای منشاء یونانی و متشکل از دو کلمه Oikos به معنی خانه، ماوا یا محیط زیست وLogia به معنی مطالعه و بررسی می باشد. بر این اساس اکولوژی در فارسی به بوم شناسیترجمه گردیده است. همانگونه که از این نام پیداست اکولوژی یا بوم شناسی علمی است که به مطالعه رابطه بین موجود زنده و محیط زیست می پردازد. برای مثال بررسی اثر تغییرات درجه حرارت بر رشد و نمو گیاهان یک جنگل مطالعه ای اکولوژیکی است. البته بایستی توجه داشت که رابطهبین موجودات زنده و محیط زیست یک رابطه دوطرفه می باشد به این معنی که نه تنها محیط زیست بر موجود زنده اثر گذار است بلکه موجودات زنده نیز بر محیط زیست پیرامون خود تاثیر گذار هستند. برای مثال در جنگل فوق الذکر وجود گیاهان بر درجه حرارت محیط تاثیر گذار بوده و باعث کاهش نوسانات روزانه و سالیانه محیط می شود. مطالعه اثر آلاینده های زیست محیطی نظیر سموم علفکش، آفتکش، کودهای شیمیائی، گازهای گلخانه ای، اوزون، اشعه ماوراء بنفش و ... مثال هائی از مطالعات اکولوژیک می باشند که امروزه به عنوان مهمترین دغدغه های بشر مطرح هستند.

قدمت علم اکولوژی چقدر است؟در واقع بشر همیشه برای تداوم بقا نیازمند اطلاعاتی بوده که امروزه در چارچوب علم اکولوژی قرار می گیرند. برای مثال بشر شکارچی اولیه برای دستیابی به شکار مورد نظر به اطلاعاتی در خصوص نیاز غذائی شکار، محیط زیست مطلوب حیوان و ... نیازمند بوده است و یا اینکه بعداً انسان کشاورز متوجه شد بذور در ایامی از سال رشد و نمو بهتری دارند. بنابراین می توان گفت قدمت علم اکولوژی تقریباٌ برابر با قدمت حیات بشر بر روی زمین می باشد. نخستین مکتوباتی که مطالب آن در قالب علم اکولوژی قابل دسته بندی می باشد به نوشته های بقراط و ارسطو بازمی گردد. هر چند مطالعات اکولوژیک (نظیر زنجیره غذائی، بررسی سیستم حیاتی تپه های مرجانی و ...)تا اوایل قرن بیستم در قالب علم زیست شناسی انجام می شد، ولی نخستین بار در آغاز قرن گذشته علم اکولوژی توسط محققی به نام ارنست هکل (Ernst Haeckel) به عنوان شاخه ای مستقل از علم زیست شناسی ارائه گردید. هم اکنون اکولوژی در کنار سایر شاخه های زیست شناسی مانند فیزیولوژی، ژنتیک، سیتولوژی و مولکول های حیاتی بخش مهمی از علم زیست شناسی را به خود اختصاص داده که دارای گرایش های متعددی نظیر اکولوژی جانوری (که خود قابل تقسیم به اکولوژی آبزیان، حشرات، پرندگان و ... است)، اکولوژی گیاهی (که قابل تقسیم به اکولوژی گیاهان زراعی، علفهای هرز و ... است) می باشد.



ادامه مطلب...
ارسال توسط اشكان پويان
نظرات (0)
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ][ ۱۵ ][ ۱۶ ][ ۱۷ ][ ۱۸ ][ ۱۹ ][ ۲۰ ][ ۲۱ ][ ۲۲ ]